آمريكا، سقوط به زير صفر در افغانستان

منبع : روزنامه جمهوری : حامد كرزي رئيس‌جمهور افغانستان كه يك دهه پيش با حمايتهاي آمريكا، از محل سكونتش در كاليفرنيا به كابل آمد و در حساس‌ترين پست افغانستان تحت اشغال ناتو قرار گرفت، اكنون در پايان دوره دوم رياست جمهوري در تازه‌ترين مصاحبه‌اش، آمريكا را عامل تداوم ناامني در افغانستان معرفي كرده و در واكنش به ابراز نارضايتي آمريكا از آزادي ۶۵ زنداني افغان از زندان بگرام مي‌گويد: "آمريكا بايد از مداخله در امور قضايي افغانستان خودداري كند و به رأي مردم اين كشور احترام بگذارد." همچنين سخنگوي شوراي عالي صلح افغانستان كه متولي برقراري صلح در اين كشور است، در سمينار بين‌المللي صلح، اعلام كرد: "آمريكا، عامل ناامني در افغانستان است."
وي در ريشه يابي علل ناامني در افغانستان گفت: آمريكا كه به بهانه مبارزه با تروريسم و از بين بردن القاعده وارد افغانستان شد اكنون كه چنين هدفي محقق نشده بايد اين كشور را ترك كند و فرصت برقراري صلح و آرامش و تشكيل ساختارهاي مدني را به خود مردم افغانستان واگذار كند. وي در حضور شركت كنندگان خارجي در اين سمينار، برخوردهاي قيم‌مآبانه و متكبرانه آمريكا با دولت و ملت افغانستان و مداخلات گسترده در امور داخلي اين كشور را يكي از دلايل ايجاد بي‌ثباتي و ناامني در افغانستان دانست و خواستار خروج فوري نظاميان آمريكايي از اين كشور شد.بيان اين قبيل اظهارات و معرفي عامل اصلي بحران در افغانستان گرچه كشف جديد و نكته بديعي نيست و مردم افغانستان از روز آغاز اشغال كشورشان توسط آمريكا، بدون ترس و واهمه آن را به زبان مي‌آوردند ولي طرح آن توسط مقامات رسمي و دولتي كه بسياري از آنها با حمايت آمريكا روي كار آمدند، نكته تازه و در خور توجهي است.
در ريشه يابي علت ابراز چنين اظهاراتي از جانب كرزي و برخي ديگر از صاحب منصبان دولتي افغان به چيز ديگري جز قرار گرفتن در آستانه دوران بازنشستگي سياسي اين افراد و مهم‌تر از آن فضاي انتخاباتي كنوني افغانستان نمي‌توان اشاره كرد. اين روزها كه افغانستان سرگرم تبليغات انتخابات رياست جمهوري است، بعضاً از لابلاي اظهارات برخي مقامات اين كشور حقايقي آشكار مي‌شود كه سالها پس از اشغال افغانستان، مجالي براي بيان آن وجود نداشت و يا اينكه اگر آقاي كرزي كه به مدت
۱۰ سال در افغانستان تحت سلطه آمريكا عهده‌دار سمت رياست جمهوري بود و كمترين انتقادي از آمريكا و سياست‌هاي مداخله گرانه واشنگتن در سخنان او ديده نمي‌شد و همواره در مسير تأييد و تمجيد از حضور آمريكائيها بود، اكنون كه ديگر براساس قوانين افغانستان امكان حضور در اين پست را نداشته و خود را در آستانه بازنشستگي سياسي مي‌بيند، اقدام به بيان واقعيات پشت پرده كرده و از امضاي توافقنامه امنيتي كابل - واشنگتن خودداري نموده و مسئوليت امضاي چنين توافق ذلت باري را به رئيس‌جمهور آتي محول مي‌كند.
آنچه امروز در صحنه افغانستان و به اقتضاي فضاي نه چندان باز سياسي و انتخاباتي اين كشور امكان بروز و ظهور يافته، نمايش شكست سياست‌هاي آمريكا پس از
۱۲ سال حضور نظامي در افغانستان براي برقراري صلح در اين كشور است و همانگونه كه شوراي روابط خارجي آمريكا در گزارش ۲۴ صفحه‌اي خود آورده است، ناكامي كاخ سفيد در برقراري ثبات در افغانستان، اعتبار آمريكا را در جهان با شكست مواجه كرده و شعار آمريكا براي مبارزه با تروريسم را نقش بر آب نموده است.اعتراف به اين شكست از سوي مهم‌ترين نهادهاي سياسي آمريكا تكرار دنباله‌دار داستان ناكامي‌هاي كاخ سفيد در تأمين امنيت كشورهايي است كه به بهانه حفظ امنيت جهاني و مبارزه با تروريسم به اشغال در آمدند و اكنون پس از ۱۲ سال حضور نظامي آمريكا و استقرار ۱۳۰ هزار نظامي و ميلياردها دلار هزينه، همين حضور به عامل ناامني تبديل شده است.
آمريكائيها كه پس از حادثه انفجار برج‌هاي دوقلوي نيويورك در شهريور
۱۳۸۰ حمله به افغانستان و چرخه جديد سياستهاي مداخله‌گرانه خود را با اين هدف آغاز كردند كه طالبان را سرنگونه كردن و ريشه تروريسم را بخشكانند، اكنون نه تنها به كوچكترين موفقيتي در نيل به اين هدف دست نيافته‌اند بلكه اين جنگ ۱۲ ساله را با مذاكرات با طالبان و براي سهم دادن به اين گروه تروريست در حاكميت آينده افغانستان به پايان مي‌برند.آمريكائيها اين روزها پس از ناكامي در پوشاندن شكست سياست‌هاي خود در افغانستان، رفته رفته به مرحله پذيرش شكست در عرصه سياست‌هاي جنگ افروزانه خود براي تحميل دمكراسي و سركوب تروريسم در افغانستان نزديك مي‌شوند. راهبرد حضور بلند مدت آمريكا در عراق و افغانستان كه از زمان حضور نومحافظه كاران افراطي در دوران رياست جمهوري جرج بوش به اجرا گذاشته شد و اوباما نيز عليرغم ژست دمكرات مآبانه‌اش، خود را ملزم به پيروي از آن كرد، اكنون در بن بستي گرفتار آمده كه فرآيند سياست خارجي آمريكا را دچار بحران كرده و همه را به واكنش واداشته است.
افكار عمومي مردم آمريكا امروز از هر روز ديگري عليه جنگ و ادامه حضور نظامي در افغانستان بسيج شده است. روزنامه واشنگتن پست در اين زمينه مي‌نويسد: "افغانستان به باتلاقي براي اوباما و همفكرانش تبديل شده و مردم آمريكا نيز كه سياست خارجي خود را درهم شكسته مي‌بينند، هر شب با كابوس محض به خواب مي‌روند. بي‌سبب نيست كه شوراي روابط خارجي آمريكا در گزارشي صريح كه صريح‌تر از آن امكان ندارد، اعلام مي‌كند سياست ما در افغانستان بطور واضح به ناكامي رسيده و امكان بهبود وضعيت در آن به چشم نمي‌خورد."
همين وضعيت شكست خورده آمريكاست كه باعث تقويت نفرت از اين كشور در افغانستان شده است. بي‌گمان آمريكا در افغانستان به وضعيت زير صفر سقوط كرده و عليرغم برخورداري از پايگاه‌هاي متعدد نظامي، از هيچ پايگاهي در ميان مردم و افكار عمومي ملت افغانستان برخوردار نيست و شايد به همين دليل باشد افرادي كه زماني با حمايت‌هاي آمريكا در افغانستان روي كار آمده و مجري سياست‌هاي واشنگتن بودند، اكنون چاره‌اي جز انتقاد و به زبان آوردن مسائلي ندارند كه زماني جرأت ابراز آنرا نداشتند